بي اشتهايي كودك و راههاي مقابله با آن

1392/4/19 0:0
بي اشتهايي يكي از شايعترين اختلالات رفتاري كودكان است و در عين حال كه به آساني ايجاد مي شود، آسانترين راه درمان را نيز دارد.

موارد زير از مشكلات شايعي است كه مي توانند منجر به بد غذايي و در نهايت بي اشتهايي كودك گردند، به آنها توجه نماييد:

1. عدم رعايت نظم در غذا دادن به كودك:
وعده هاي اصلي غذايي( صبحانه، ناهار و شام) و ميان وعده ها بايد حتي الامكان در ساعت معيني به كودك داده شود،همچنين مصرف ميان وعده هاي غذايي در زمان نزديك به وعده غذايي اصلي (بخصوص نزديك ناهار و شام) و يا عدم رعايت فاصله بين وعده هاي غذايي اصلي باعث مي شود. كودك دچار سيري كاذب شده و از خوردن غذا خوداري كند.

2.ترس و اضطراب والدين :
در بيشتر موارد، والدين بدليل علاقه زيادي كه به فرزندان خود دارند بيش از حد نگران وضعيت تغذيه او هستند و در بسياري از موارد فكر مي كنند كه حجم غذايي كه فرزندشان مي خورد خيلي كم است و تصورات اشتباهي از ميزان غذاي لازم براي كودك دارند.
وقتي كودك از خوردن غذا درحد انتظار والدين خوداري مي كند، اضطراب و نگراني خانواده بيشتر شده و متوسل به زور وتهديد كودك و يا خواهش وتمنا از او مي شود كه در هرحال باعث تشديد لجبازي و در نتيجه بي اشتهايي او خواهد شد.

3. پر كردن بيش از حد ظرف غذاي كودك :
اگر حجم زيادي از غذا در ظرف غذاي كودك ريخته شود،كودك علاقه اي به خوردن آن نشان نمي دهد و چون مي داند كه نخواهد توانست همه غذاي موجود در ظرف را بخورد، دچار اضطراب شده و از غذا خوردن خودداري خواهد كرد ولي اگر غذا به مقادير كم تقسيم و به تدريج در بشقاب گذاشته شود، ظاهر غذا براي كودك جذاب تر و علاقه او به غذا خوردن بيشتر خواهد شد.

4. عدم رعايت تنوع غذايي :
كودكان سليقه هاي مختلفي دارند ولي داراي هر نوع سليقه اي كه باشند، تنوع طلب بوده وبه زودي از يكنواخت بودن غذا خسته مي شوند، لذا بايد به طور مرتب با ايجاد تغييرات جزئي در غذاي ايشان، به آن تنوع بخشيد، حتي اگر مواد تشكيل دهنده آن يكسان باشد.

5.واكنش روحي منفي نسبت به يك عامل يا ماده غذايي خاص :

كودك ممكن است به دليل شرايط روحي خاص مانند تولد يك فرزند ديگر در خانواده يا به هر دليل ديگر، براي جلب توجه اطرافيان ، از غذا خوردن امتناع كند. ممكن است كودك از نوع خاصي از غذا خاطره بدي در ذهن خود داشته باشد، به عنوان مثال اگر يك بار آن غذا سبب سوختن زبان او شده و يا در حلق او پريده و سبب استفراغ شده باشد، باعث شكل گيري خاطره هاي منفي در ذهن او شده و در نتيجه كودك تا مدتي از خوردن آن ماده غذايي بخصوص،خودداري خواهد كرد. والدين بايد به اين نكته دقت داشته باشند و اگر مايلند فرزندشان از نوعي ماده غذايي مفيد كه مورد علاقه اش نيست استفاده كند،بايد مقدار كمي از آن را به تدريج با ساير مواد غذايي مخلوط كننند تا وجود آن در ظاهر غذا مشخص نباشد(مانند گوشت يا تخم مرغ در كتلت و...).

6. نرم كردن بيش از حد غذا :
اگر در طول سال دوم زندگي هنوز هم مانند سال اول عمر، غذاهاي خيلي نرم شده به كودك داده شود، او به جويدن غذا عادت نمي كند و تا مدتها از خوردن مواد غذايي سفت خودداري خواهد كرد و يا تكه هاي گوشت يا سبزي و.... موجود در غذا را جدا كرده و نمي خورد. به همين دليل است كه از سنين 9-8 ماهگي به تدريج قوام غذاي كودك را كمي افزايش داده تا كم كم مهارت جويدن در او ايجاد شده و به جويدن مواد غذايي عادت كند. در بسياري از موارد چون خانواده مايلند مواد غذايي متعدد را در زمان كوتاه به فرزند خود بدهند ، حتي براي فرزند بالاي يكسال خود هم غذا در مخلوط كن ريخته و نرم مي كنند تا بتوانند با سرعت به كودك غذا بدهند و اوهم راحت تر بتواند غذا را بخورد، در حاليكه همين امر باعث مي شود كه كودك از غذا خوردن خودداري كند و ديگر تمايلي به خوردن غذاهاي جامد از خود نشان ندهد. غذاي كودك بايد فقط در حدي نرم شود كه خوردن آن براي كودك راحت باشد تا به تدريج مهارت جويدن را پيدا كند.

7. مصرف بيش از حد مايعات :
مصرف بيش از حد آب، چاي، شير ، آبميوه و يا انواع شربت باعث مي شود معده كوچك كودك پر شده و ديگر علاقه اي به خوردن مواد غذايي مورد نياز بدنش نشان ندهد.

8. بيش فعالي كودك :
ويژگي خلق و خوي برخي از كودكان به گونه اي است كه هميشه در حال جنب و جوش هستند و هيچگاه نمي توانند براي مدت طولاني آرام بگيرند. والدين چنين كودكاني نبايد انتظار داشته باشند كه فرزندشان در حين غذا خوردن كاملا" آرام بنشيند و همه توجه او به غذا باشد ، در صورت اصرار والدين به آرام نشستن كودك، لجبازي و بي قراري او بيشتر خواهد شد ، البته در اين موارد نيز نبايد افراد خانواده به دنبال كودك راه بيفتند تا به او غذا بدهند، بلكه بايد اجازه دهند كودك در حاليكه به دنبال سرگرمي خود مي باشد، به طور مكرر به سراغ غذا بيايد و غذا خوردن را جزئي از فعاليت و جنب و جوش خود بداند. در اين رابطه بهتر است از متخصص روانشناس يا روانپزشك مخصوص كودك كمك بگيريد.

دریافت فایل پیوست

منبع:معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی


   
تعداد بازدید:   ۴۶۸۲

 


چاپ | ارسال به ايميل
< >